خیـــــابان ، دوربیـــــن و آب و قرآن، ... اولیـــــن
برداشتکسی در صحنه خم شد، ساک خود را از زمین برداشتتریبونها ـ پر از احساس ـ رفتن را هجی کردندتمــــام شهر را آوازهــــــــای آتشین برداشتبیا «ای لشگر صاحب زمان آماده باش» اکنونوطن یا دین؟ برای هردو باید تیغ کین برداشتدر اینجا ـ صحنهی دوم ـ غبار و خون و باروت استکلاش کهنـــــه را بازیگر ما بــــا یقیـــــن برداشتدلش در بند بود و ... بند پوتین خودش را بستقدمهـای خودش را عاشقانه تا کمین برداشتـ شروع جلوهی ویژه ـ شب و مین، کاوش و ... میریختانـــاری دانــهدانـــه خـــــون خــــود را روی ایــــن برداشتانــــاری دانــه دانــــه بسته شد، مردی کبوتر شدولی در پشتجبهه مادری تا خورد، چین برداشت... و روی شانهی مردم، سبکتر میوزید از بادمکعب، خالیخالی، خیابان، واپسین برداشت
+ نوشته شده در دوشنبه دهم آبان ۱۴۰۰ساعت 22:53  توسط میثم زارع
|
واقعیت متفاوت از آن چیزی است که آموزش و پرورش میگوید...
ما را در سایت واقعیت متفاوت از آن چیزی است که آموزش و پرورش میگوید دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 75
تاريخ: چهارشنبه
15 تير
1401 ساعت: 6:21